ما دراینجا مراحل ایجاد نقشه راه سئو را آورده ایم:
1. اولویت بندی کنید
اولین مرحله اولویتبندی است، مرحلهای که من تأثیر سئو را تخمین میزنم.
ارزیابی وضعیت موجود سایت خودمان و رقبا و برآورد نقاط ضعف و قوت آنها قدم اول این کاراست.
وقتی وضعیت موجود را فهمیدم، به دنبال تخمین تاثیر سئو بر جایگاه سایت هستم. کمی کردن تأثیر می تواند دشوار باشد، اما چند راه برای انجام آن وجود دارد:
-بالا به پایین با استفاده از تجزیه و تحلیل رقبا و وضعیت فعلی وب سایت به عنوان یک مدل.
-از پایین به بالا با استفاده از پیش بینی در سطح کلمه کلیدی بر اساس تغییرات موقعیت تخمینی.
-برآورد ترافیک با استفاده از ابزارهای سئو و مطالعات موردی مبتنی بر تاکتیک یا اجرای رقبا.
2. تعیین و برآورد
سئو گاهی اوقات می تواند مانند مدیریت تیم باشد زیرا برای اجرای تاکتیک های خود به افراد یا تیم های دیگر متکی هستید. اولویت اول یافتن کسانی است که در این مسیر همکار من هستند. اولویت دوم تعیین زمان مورد نیاز در گفتگو با تیم است.
ه همین دلیل است که من نقشه راه خود را با چیزی که برخی ممکن است احساس کنند آخرین مرحله است شروع می کنم - فهمیدن اینکه چه کسی کار را انجام می دهد و با آنها صحبت می کنم که فکر می کنند چقدر طول می کشد.
در مرحله بعد زمان و بودجه را مشخص میکنیم.
من در طراحی، UX یا توسعه front-end برای وب سایت خود متخصص نیستم. آن ها هستند.
بنابراین، در حالی که من میتوانم یک تخمین تقریبی از آنچه فکر میکنم یک کار انجام میدهد بر اساس تجربیات خودم با سایر مشتریان یا آنچه وب به طور کلی میگوید، بسازم، این اندازه فقط یک تیشرت است – به دلایلی که من میتوانم آن را غیرمعمول باشد. نمی دانم
من نمیدانم کدهای قدیمی که از طریق وبسایت درج میکنیم یا این واقعیت که گاهی اوقات ممکن است تا یک ساعت طول بکشد تا تصاویر در صفحه محصول جایگزین شوند، به دلیل یک CMS باگ که بهطور تصادفی گاهی اوقات تغییر نام فایل را اعمال نمیکند، نمیدانم.
نمیدانم در میان انتقال کد غیر رسمی هستیم یا آزمایشهای 20 برابری CRO را در آن صفحه انجام میدهیم.
من همه این چیزها را نمی دانم، اما تیم های من می دانند.
بنابراین، استراتژی سئوی خود را که احتمالاً ماهها روی آن کار کردهام، سخت و کامل میکنم، و تمام وظایفی را که فکر میکنم یک تیم خاص انجام خواهد داد، کنار میگذارم.
سپس آن را میگیرم و یک جلسه نظافت و اندازهگیری دقیق آن کارها را با شخصی انجام میدهم که میداند درباره چه چیزی صحبت میکنند - معمولاً با صاحب محصول آن تیم.
و اگر نمی دانید چه کسی است، زمان خوبی برای دوستیابی است. قسم می خورم که 90 درصد سئوکار بودن به کنجکاوی و مهربان بودن مربوط می شود.
توجه: بسته به سازمان شما، تیم شما ممکن است متفاوت تخمین بزند. گاهی اوقات، در چند روز است. مواقع دیگر، از یک مقیاس فیبوناچی چابک یا چیزی مشابه استفاده می کند.
هر چه که باشد، شما می خواهید ثابت قدم باشید. مقیاس فیبوناچی می تواند ترجمه به روز را برای تخمین بازه زمانی کمی دشوارتر کند. با این حال، من به تیم تکیه میکنم تا زمان اجرای متوسطی را ارائه دهد تا بتوانید حداقل یک تحویل تخمینی را انجام دهید.
این فرآیند تخمین برای شرکتهای سطح سازمانی مفید است، زیرا با فرض اینکه مکالمه به خوبی پیش برود، اساساً یک بله نرم از آن تیم دریافت میکنید.
این کار باعث میشود وقتی کار بعداً به میزشان برسد، بهطور واقعی بله بگویند.
و بعد از انجام این کار، برای من، بیشتر کاغذبازی است.
3. کارهای اداری را انجام دهید
برای من، وقتی صحبت از کار زمانبندیشده و پیگیری آن میشود، هیچ قالبی بهتر از گانت وجود ندارد.
میتوانید آن را مانند من معمولاً در Google Sheets بسازید یا از نسخههای مبتنی بر نرمافزار در ابزارهایی مانند Jira یا دوشنبه استفاده کنید.
سرفصل های خود را تعریف کنید
سرفصل های شما باید زمینه های کاری اصلی شما باشد و می تواند بر اساس استراتژی شما باشد.
به عنوان مثال، ممکن است سطل های کاری مرتبط با زیرساخت، محتوا یا مهندسی داشته باشید.
برای استراتژی و نقشه راهم، من معمولاً حوزههای اصلی کارم را با تیمهایی هماهنگ میکنم که عمدتاً آنها را مدیریت میکنند، زیرا مغز من از این طریق بهترین چیزها را دنبال میکند.
گاهی اوقات، همسو کردن آنها به طور متفاوت، برای مثال، با اهداف تجاری یا KPIهای تیم ممکن است منطقی باشد.
این می تواند چیزی شبیه "سرعت سایت، دسترسی، تخصص" باشد که در آن سرعت و دسترسی به سایت در درجه اول تیم های توسعه است و تخصص ترکیبی از وظایف سئو، توسعه و محتوا است.
وظایف خود را مشخص کنید
هرکسی دیدگاه متفاوتی در مورد اینکه چه وظایفی باید و نباید در نقشه راه سئو گنجانده شود، دارد. دو ملاحظات عمده عبارتند از:
چقدر می توانید خودتان را اجرا کنید.
سطح جزئیاتی که می خواهید و در چه نقطه ای بسیار زیاد می شود.
من معمولاً با مشتریان سازمانی کار می کنم، بنابراین از نظر وظایف، معمولاً کار زیادی نمی توانم انجام دهم.
این بدان معناست که نقشه راه سئو من اغلب تکراری از وظایفی است که در جاهای دیگر تخصیص داده می شوند، مانند بلیط های JIRA برای توسعه دهندگان یا وظایف Asana برای طراحان.
نقشه راه سئو به راهی متمرکز برای من می شود که بتوانم پیشرفت در ابتکارات سئو را در یک مکان پیگیری کنم، نه فهرستی از کارهایی که من و تیمم باید دنبال کنیم.
بیایید بگوییم شما می توانید بسیاری از کارها را خودتان اجرا کنید، سپس شگفت انگیز.
اگر کارهایی که میتوانید خودتان انجام دهید بیش از نیمی از وظایف نقشه راه شما را تشکیل میدهند، پیشنهاد میکنم فهرست را حذف کنید تا فقط بر روی کار سئو تمرکز کنید و کارهای غیر SEO را در یک برگه دیگر در صفحهگسترده یا جاهای دیگر ردیابی کنید.
برای ریزه کاری وظایف، حد وسط را هدف قرار دهید - نه خیلی بزرگ و طاقت فرسا، بلکه نه خیلی کوچک و بی اهمیت.
نمی خواهید مثلاً «تگ عنوان را در صفحه ویجت آبی تغییر دهید. اما اگر یک سایت سازمانی هستید، «تغییر همه برچسبهای عنوان در وبسایت» ممکن است خیلی بزرگ باشد.
حد وسط می تواند این باشد: «بازنویسی فرمول برچسب عنوان برای الگوی صفحه محصول» یا حتی «بازنویسی همه فرمول های برچسب عنوان».
چیزی مانند «بهینهسازی صفحه محصول» میتواند و باید به وظایف اجزای آن تقسیم شود، مانند:
خروجی طرحواره محصول نمونه را برای پیاده سازی ایجاد و به اشتراک بگذارید.
سوالات متداول را برای 20 محصول برتر درآمدزا ایجاد کنید.
تغییر اندازه تصاویر برای 20 محصول برتر درآمدزا.
با تیم محتوا کار کنید تا توضیحات محصول را دوباره بنویسید تا با توضیحات ارائه شده توسط سازنده برای 20 محصول برتر درآمدزا متفاوت باشد.
از منظر عملی، اگر این یک نقشه راه یک ساله سئو است، شما به جای صدها یا حتی هزاران ردیف، تعداد ردیف های قابل مدیریت می خواهید.
احتمالاً غرق خواهید شد و در نهایت در شروع کار احساس اعتماد به نفس ندارید. فلج تجزیه و تحلیل واقعی است.
4. وظایف خود را مجدداً اولویت بندی، تعیین و برنامه ریزی کنید
برای استفاده خوب از نقشه راه سئو، باید آن را با تمرکز لیزری درمان کنید. هنگامی که همه چیز را در سطل و تکلیف قرار دادید و می دانید چقدر طول می کشد تا اجرا شوند، وقت آن است که اولویت خود را مرور کنید.
من بعد از یادداشتبرداری واضح از تیمهایم در مورد وابستگیها و الزامات انجام کار، وظایف را از طریق چند لنز مختلف اولویتبندی میکنم.
اول، ماتریس آیزنهاور.
این مقیاس ساده از تقاطع فوریت و اهمیت میتواند فوقالعاده باشد: احتمالاً بیشتر از آنچه فکر میکنید در سطل «حذف» قرار میگیرد.
من معمولاً اینها را در فهرستی در دفترچه یادداشت یا ابزار مدیریت پروژه خود قرار می دهم که آن را «اگر/وقتی زمان دارم» می نامم.
این بعد از اصلاح اولیه با تیمهای اجرایی است، که احتمالاً در مورد چند کار یا عناصر وظایفی که من متوجه شدم ارزش تلاش برای تأثیری که میگذارند، بحث کردهاند.
سپس به اولویتبندی اولیهام برمیگردم و در برآورد تلاش تیمهایم فاکتور میگیرم.
آیا بازخورد آنها برآورد من از تأثیر را تغییر می دهد؟
آیا تخصص آنها درک من از مقیاس را تغییر داد؟
بالاخره به شروع باز می گردیم. با اولویت بندی مجدد وظایف از بازخورد واقعی افرادی که کار را انجام می دهند، زمان آن فرا رسیده است که توپ را در دست بگیرید.
این زمانی است که من روی شانه تیمهای اجرایی ضربه میزنم تا به آنها اطلاع دهم که این کار باید در راه است و تأیید کنم که آنها کسانی هستند که باید اجرا شوند.
من این «بیایید این را رسمی کنیم» را برای وظایف برنامه ریزی شده برای شش هفته آینده شروع می کنم، که اگر همه چیز به خوبی پیش رفته باشد، باید آن وظایف کم تلاش و پرتأثیر باشد.